احمد مجد الاسلام كرمانى

97

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

هر شهرى در خود آن شهر نزد مستوفيها و سررشته‌دارهاى محلى هست كه مطابق آن با عمل جزو معامله مينمايند و ابدا مطالبه با جمع مركز ندارد بلكه هيچ ربطى و مناسبتى با دفتر پايتخت ندارد و حكام هر محل هرگز حاضر نبوده و نيستند كه جزو جمع صحيح بدفتر كل بدهند ، چرا كه ضررش بخودشان وارد مىشود ، اين است كه وزير ماليه و مستوفى مركزى ابدا خبر از عايدات ولايات ندارند و لاعن شعور يك سر جمع بر آن شهر ميبندند و يك مبلغ هم باسم تفاوت عمل ، كه عبارت است از آنچه حكام كم‌كم زياد كرده‌اند و هرساله هركس حاكم شده مبلغى زيادتر از مأخذ سال قبل بر عهده گرفته و باسم تفاوت عمل خوانده مىشود ، وزير ماليه آن مبلغ را ضميمه اصل سر جمع نموده و از حاكم سند ميگيرد و آن حاكم هم در مقابل آن جمع خرجى ميتراشد و سند خرج خود را بدفتر ميسپارد و مفاصا حساب ميگيرد و ترتيب دفتر خرج هم تقريبا مثل دفتر جمع است ، بلى فرقى كه دارد اين است كه دفتر و كتابچه خرج ، به خود معين شده ، اما چه تعيينى كه هزار مرتبه از عدم تعيين بدتر است و نميتوان باور كرد كه از هزار قلم يك قلم آن صحيح و مطابق واقع باشد ، مثلا مينويسند مواجب و مستمرى شاهزاده‌گان عظام كه حواله كرمان است سر جمع چهل هزار تومان آنوقت در ذيل آن ريز ميدهد و به خود تشخيص مينمايد به اين قسم : ورثه شاهزاده عبد الصمد ميرزا هزار تومان - ورثه شاهزاده فلان السلطنه دو هزار تومان و هكذا در صورتى كه معلوم نيست ابدا چنين ورثه در خارج وجود دارد يا ندارد ؟ ! بلى همينقدر معلوم مىشود كه يكوقتى چنين شاهزاده‌اى بوده و دو هزار تومان از محل كرمان حقوق ميبرده كم‌كم مرده و از ميان رفته و مستوفيها بملاحظه آنكه محل از دست خودشان خارج نشود اسم شاهزاده را تغيير داده يك لفظ ورثه علاوه كرده اند و آن محل را براى خودشان يا كسان و بستگان خود ضبط نموده و يا آنكه